الفيض الكاشاني

468

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

هر گاه در يك مسكن يا بازار يا مسجد و مدرسه‌اى وارد شوند كه اهدافشان در آن جاها مخالف يكديگر است از مخالفت هدف دشمنى و نفرت برانگيخته مىشود و ديگر عوامل حسد از آن نشأت مىگيرد از اين رو مىبيند كه عالم با عابد حسد نمىورزد بلكه با عالم حسد مىورزد و عابد به عالم بخل نمىكند بلكه به عابد حسد مىورزد و تاجر به تاجر ، و كفّاش به كفّاش حسد مىبرد نه به بزّاز مگر به خاطر عامل ديگرى كه غير از اشتراك حرفه است ، و شخص به برادرش و پسر عمويش بيش از بيگانگان حسد مىبرد و زن به هووى خود و قبيله شوهرش بيشتر از مادر شوهر و خواهر شوهرش حسد مىبرد ، زيرا اهداف اين گروهها با يكديگر متفاوت است مثلا هدف بزّاز غير از هدف كفّاش است و در هدفها با هم مزاحمتى ندارند زيرا هدف بزّاز ثروت است و ثروت را به دست نمىآورد مگر حريفان بسيار داشته باشد و در تحصيل ثروت بزّاز ديگر با او نزاع دارد چرا كه حريف بزّاز را بزّاز طلب مىكند نه كفّاش ، و مزاحمت بزّاز مجاور با او بيش از بزّازى است كه در طرف ديگر بازار و دور از اوست پس ناگزير حسدش به همسايه بيشتر است ، و همچنين شخص شجاع به شجاع حسد مىبرد نه به عالم چرا كه هدفش اين است كه به شجاعت ياد شود و به آن شهرت يابد و در آن يگانه شود ، و عالم در اين هدف با شجاع مخالفت ندارد همچنين عالم به عالم حسد مىبرد نه به شجاع ، و حسد واعظ به واعظ بيش از حسد به فقيه و طبيب است زيرا مزاحمت دو عالم بر يك هدفى است كه محدودتر از مزاحمت واعظ با صنف ديگر است . بنابراين ريشهء اين حسدورزيها دشمنى است و ريشهء دشمنى مخالفت در يك هدف است و يك هدف ميان دو شخص دور از يكديگر جمع نمىشود از اين رو حسد در ميان دوستان و بستگان و نزديكان بيشتر است ، آرى كسى كه حرص بسيار دارد و دوست دارد كه در تمام اطراف عالم به آنچه دارد مشهور شود به تمام كسانى كه در عالم هستند و در آن خصلتى كه مايهء افتخار اوست با وى شريكند هر چند دور باشند حسد مىورزد و ريشهء تمام اين حسد ورزيها